X
تبلیغات
َ دلخون
پر کردن قسمت های ستاره (*) دار الزامی است!
*نام    
* ن خانوادگی    
* ایمیل    
پایگاه اینترنتی    
ارسال برای     sarbazeakhar_313@yahoo.com
* پیغام     
در كل اينترنت در اين وبلاگ


*فرد اصلح کیست؟*
موضوع:

سلام

با نگاه به فرمایشات حضرت آقا در مورد انتخابات، مشخص می شود ملاک ایشان  برای انتخاب رئیس جمهور مطلوب، انتخاب فرد اصلح است.

با توجه به نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، معیار های مختلفی در خصوص  کاندیدای اصلح از سوی فعالان سیاسی ارائه شده است که سعی میکنند مطابق با فرمایشات حضرت آقا باشد و این نشان  می دهد که فرد اصلح از دیدگاه امام خامنه ای اهمیت ویژه ای دارد.

برای نشان دادن این اهمیت کافیست به پیام حضرت آقا به مردم در چلمین روز ارتحال امام خمینی(ره) در تاریخ  68/4/23 نگاهی بیاندازیم. ایشان فرمودند: انتخاب فرد اصلح و دارای تقوا و تدبیر برای مقام مهم ریاست جمهوری که در قانون اساسی جدید، دارای اختیارات وسیع در اداره کشور است؛ وظیفه ای شرعی ، عقلی و انقلابی است و کوتاهی در این امر یا در حضور در پای صندوق های  رای، خسارت های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد.

یا در دیدار با مردم کردستان در تاریخ88/2/22 حضرت آقا فرمودند: مردم سعی کنند صالح ترین را نتخاب کنند. آن کسانی که نامزد ریاست جمهوری می شوند و در شورای نگهبان صلاحیت آن ها زیر ذره بین قرار می گیرد و شورای نگهبان صلاحیت آن ها را اعلام میکند، این ها همه شان صالحند. اما مهم این است که شما در بین افراد صالح، بگردید و سالح ترین را پیدا کنید. اینجا جایی نیست که من و شما بتوانیم به حداقل اکتفاء کنیم، دنبال حداکثر باشید؛ بهترین را انتخاب کنید.

حال که روشن شد انتخاب فرد اصلح دارای اهمیت است. سوال اساسی اینجاست که فرد اصلح باید دارای چه ویژگی هایی باشد؟

بهتر است باز رجوع کنیم به فرمایشات حضرت آقا در جمع مردم کردستان در همان 88/2/22 . ایشان تاکید کردند: من نسبت به شخص، هیچ نظری ابراز نمیکنم؛ اما شاخص هایی وجود دارد. بهترین آن کسی است که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، از فساد دور باشد، دنبال اشرافیتگری خودش نباشد. آفت بزرگ ما اشرافیگری و تجمل پرستی است؛ فلان مسئول اگر اهل تجمل و اشرافیگری باشد، مردم را به سمت اشرافیگری و به سمت اسراف سوق خواهد داد.

ایشان همچنین در دیدار اقشار مختلف مردم در تاریخ 86/12/22 هم، پایبندی به اسلام، پایبندی به عدالت، پایبندی به منافع ملی و مشخص شدن مرز با دشمن را معیارهای دیگری برای فرد اصلح  عنوان کردند.

 انشالله با عنایت حضرت حجت(عج) و بیانات امام خامنه ای، بتوانیم در تشخیص فرد اصلح، درست عمل کنیم...


پی نوشت: و اما در خصوص دکتر سعید جلیلی، با توجه به نظر ایشون مبنی بر تبلیغ نکردن تا مشخص شدن صلاحیت ها، نظر خودم را در مورد ایشون به پست بعد موکول میکنم...

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 14:12 |


*سیاستمدار انقلابی*
موضوع:

سلام

این پیام شهید مهدی رجب بیگی رو دوست دارم و احساس میکنم باید بارها بخونیم و به فکر فرو بریم...

"آیا می دانی برای چه پشت این میز نشسته ای؟

برای آنکه بتوانی آدمی بشوی که فردا به درد محرومین جامعه ات که خود نیز از آنان هستی، بخوری.بتوانی در یک پست حساس انقلابی، فعال باشی و خود که از قشر مستضعفی، باری از دوش مستضعفان برداری."

یا در جایی خوندم که مرحوم آیت الله خوشوقت گفتند: "اگر شما به سراغ اصلح نروید، اصلح به میدان نمی آید و وظیفه ی همه ما این است که شخصیت های اصلح رو متقاعد کنیم که به میدان بیایند. باید به سراغ کسانی برویم که از پست های دنیایی فرار میکنند نه آنکه به جایگاه ریاست جمهوری  به عنوان یک طعنه نگاه میکنند."


آقای جلیلی!

ما هنوز منتظر حضور شما هستیم...



درسايه امن اتحاديم همه                  جان در ره اسلام نهاديم همه
با رهبر فرزانه چو بيعت داريم           پس ياور جليلي هستيم همه

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 14:24 |


*مادر ادب*
موضوع:

سلام 

برای حضرت ام البنین نوشتن کمی سخت است... درست عین گوش دادن به روضه عباس ( ع) است...

اصلا همه اسم بانو  یادآور روضه بر حسین( ع) و عباس(ع) است...

به هرحال تقدیر بر آن شد این پست به نام مادر ادب، حضرت ام البنین(س) باشد... پس بسم الله...

بانو! شما باغبان  همان چهار گل یاس هستید که عزیز  دل فاطمه (س) هستند... چقدر زیباست که پاداش تربیت چهار پسر رشید شما امضای سند مادری حضرت زهرا در کنار علقه بود... آری زیباست یک عمر خودت را کنیز فرزندان بانویی بدانی که در دوعالم همتا ندارد اما همه میدانند که شما مادری کردین در حق فرزندان حضرت زهرا(س)...

چقدر روضه برای حسین(ع) خواندی... به گمانم اگر خوب گوش دهیم هنوز صدای روضه هایت را از بقیع میشنویم... 

مادر ادب! من بارها امتحان کردم که دعای شما عجیب میگیرد... مادرم یاد داده به من هر وقت گره کور به زندگیم افتاد متوسل به شما شوم... به هر حال شما مادر باب الحوائجی...

بانوی من! کاش می‌شد از همه آنانی که از تو حاجت خواسته اند می توانستم آمار بگیرم... کاش می‌شد همه از خاطرات روشن دخیل بستن به نامت می‌گفتند. به راستی چه کرده‌ای بانو با قلب‌هایی که به تو چشم دوخته‌اند...

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 23:59 |


*مادر، ما شرمنده ایم*
موضوع:

سلام

کافی بود بگویی: "فاطمه" بگویی: "چادر" بگویی: خاک کوچه، غیرت کودکانه ی حسن، غربت معصومانه ی محسن... قرنهاست "مسمار" آتش به جان شیعه میزند...

روضه ای لازم نبود؛ اگرهم بود آنچه باید خوانده شود و بر آن گریستن و سیاه پوشیدن فقط روضه ی کوچه های مدینه و چادر خاکی فاطمه(س) نیست بلکه روضه ی کوچه های همین شهر است...

روضه ی خیابانهای همین نزدیکی... روضه ی عفت خاکی شده ی دختران، که نه تنها خاکی شد بلکه هر روز در لجن فرو رفت و می رود و کسی ندید و نمی بیند... روضه ی بی غیرتی مردانمان به اسم مدرنیته و تفکر نوین! روضه ی حادثه ی زجر آور غرب زدگی، برهنگی، ذکر مصیبت ضربه های پی در پی تیشه ی خودمان به ریشه ی خودمان... 

روضه ی پیروی دختران از مدلهای هالیوود و تقلید پسران از مدل مو و لباس همجنس گرایان غربی... چرا کسی برای اینها روضه نمی خواند؟ و چرا در این شلوغی کسی صدای سیلی خوردن "حرمت" فاطمه(س) را نمی شنود؟ چرا حرفهای هر احمق از خدا بیخبری که بوی اسلام ستیزی می دهد را با جان و دل می پذیریم و در هر محفلی بلغور میکنیم ولی هر که از محمد(ص) و دختر محمد(ص) و اخلاق و کردار نیکشان سخن گفت را به سخره می گیریم؟  

 آری کسی باید روضه بخواند..

هویت مسلمان، باور ماست، سنت ماست و فرهنگ و اندیشه ما... تو بگو تا به حال به کدامش تجاوز نکرده اند؟ بی سر و صدا غارتمان می کنند و به ریشمان می خندند و همچنان صدای  غفلتمان گوش عالم را کر میکند... روضه ای اگر باید خوانده شود و بر آن گریه کنیم و سیاه بپوشیم، فقط روضه ی کوچه های مدینه و چادر خاکی مادر نیست... روضه ی کوچه های همین شهر است که خون به دل فاطمه کرد در همین فاطمیه... 


نویسنده: دلخون | لینک ثابت | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392 13:31 |


*فاطمیه*
موضوع:

سلام



مادر! چه غریبانه از دیار عاطفه ها هجرت کردی...

بانو! نگاه کن که شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش شما هستند...

****************

 "فاطمه"... اصلا این اسم، خودش به تنهایی یه روضه مفصله... خودش به تنهایی از پس این دل برمیاد... از پس این دل... از پس این پاره سنگ سیاه... بگذریم؛ اصلا مگه مصیبت مادر، روضه می خواد؟ مگه توضیح و تفصیل می خواد؟ مگه  این چشم منتظر روضه خون میشه تا اشک بریزه؟ از روی تقویم و خبر نمی فهمی که فاطمیه است! از حال دل می فهمی؛ عجیب خرابه؛ خراب...

****************

... مادر جــــــان ...

جسارت هایی که در حق شما و مولایمان علـــی(ع) کردند را فراموش نکـــرده ایم...منتظر روز انتقامیم ولی در این زمان بفرمان پسرت "ســید علــی " مـامور به سکوتیـم، مامور به حفظ وحدت... نکند فکر کنی ما بی غیرتیم...

******************

ياس کبود علی!

 گاهی وقت ها با خود می گويم که ای کاش آن روز در کوچه حسن با تو نبود و نمی دید آن دست پليد را که بر صورت بهترين خلق خدا سيلی زد...

 پاره ی تن پيامبر!

اين روزها مهدی ات، يوسف ات خيلی تنهاست... چاه ها هم ديگر چون گذشته نيست... 

بانوی من!

تو را به جان حسين، تو را به جان عباس، يادت نرود آخرين نگين اهل بيت را... او تنهاست خيلی تنها...

مادر اگر می شود ديگر شما برای ظهورش دعا کنيد...

یا علی!  در عزای همسرت فاطمه چه بگوییم تا زخم اهل بیت التیام یابد؟

***************** 


توجه:«کاروان دانشجویی عزاداران فاطمی» با میزبانی بسیج دانشجویی شهید زوبونی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال برگزار خواهد شد.

سخنران: حجت الاسلام صدیقی... 

مداحان: حاج عبدالرضا هلالی و روح الله بهمنی...

زمان: چهارشنبه 21فروردین ماه بعد از نماز ظهر و عصر...

حرکت کاروان از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال(پردیس حکیمیه تهرانپارس)

تجمع عزاداران، مزار شهدای گمنام دانشگاه امام حسین...

* اطلاع رسانی کنید*


نویسنده: دلخون | لینک ثابت | چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392 23:18 |


*بهار را بایاد او آغاز می کنیم*
موضوع:

سلام


نوروز امسال جور دیگری است. بهار، آسمان، سبزه ها همگی می‌گویند: فاطمه....

بهار امسال، اشک ها و لبخندها در هم آمیخته اند. اشکهای بهاری تقدیم به شما یا حضرت زهرا....


یا صاحب الزمان!

گرچه نوروز است اما به تسلای خاطرتان از بابت غم مادر، دور هم جمع می شویم. باشد که عنایتی فرمایی.


یا زهرا!

چه سفره ی هفت سینی میشود وقتی تو دعایمان کنی و بیاد تو و با آمین تو آغاز کنیم...



امسال زمین با اشک بهار در سوگ همسر مولا زنده می شود. خدایا! تو را سوگند به سوز این مادر، دل ما را به ظهور فرزندش زنده گردان! سالی پر از برکت را برای شما و خانواده محترم تان آرزومندم...


 

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 22:17 |


*عازم کربلای ایرانم*
موضوع:

سلام

سالها پيش در اين ديار باراني عده اي به خاكمان زدند و قصد تعارض به ديارمان را داشتند ولي هيچ معرفتي از مردمان اين ديار نداشتند.

از آن حادثه سال ها می گذرد...

آن طرف همه به اجبار يزيد بودند و اين طرف به عشق حسين عازم دلها شدند.

آن حادثه تمام شد....

يزيد آن طرف به دار ذلت آويخته شد و گلهاي وطنم به حسین(ع) لبیک گفتند و بر روی دستان باغ، تشييع شدند و زره اي از خاك اين وطن به دست نا اهلان نيفتاد.

آنها رفتند اما در اين ميان سيد مظلومي وجود دارد كه گل سرسبد دلهاست...  يادگار لاله هاي پرپر و پدر يتيمان اين ديار است...  به قول حسین قدیانی بابای ماست خامنه ای (به که چه جمله زیبایی را به ما یاد داد)...

سید علی؛ ولي فقيه و قلب تپنده نظام ماست...

و امسال هم این لاله های وطنم، دعوتم کردند تا بروم...  آنجا شهدا ميزبانند يعني گل و بلبل به استقبال مهمان مي آيند و چند صباحي مهمان، از آن كلاس، درس مي گيرد و تا آخر عمر پاگیر آنجا مي شود ....

فکه!

 طلائيه!

 شلمچه!

 فتح المبين!

حرفی نمانده جز طلب حلالیت از شما دوستان... 




پی نوشت: اگر فرصت نشد بعد از برگشت مطلبی جدید بنویسم، انشالله بعد از تحویل سال دلخون به روز می شود... انشالله سال جدید، سالی پر برکت برای شما بزرگواران باشد... انشاالله سال ظهور مولامون باشد... انشالله قسمت همه ما یک شب جمعه حرم شش گوشه ارباب...

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 20:17 |


*شهیدان زنده*
موضوع:

سلام

چقدر بهش گفتم برو دنبال درصد مجروحيتت ، هي خنديد و گفت: مگه من واسه درصد و سهميه رفتم جبهه! من واسه مردم رفتم... کدوم مردم؟! مردمي که وقتي موج مي‌‌‌گيردت به جاي کمک کردن، مسخره‌‌‌ات مي‌‌‌کنن!؟ مردمي که اصلاً يادشون رفته جنگ چي بود و جبهه كجا بود؟ کدوم مردم...

مرد؟! مردمي که وقتي مي‌فهمن محتاج هستي و زنت هم که جوان، هزار تا پيشنهاد بي‌شرمانه بهش ميدن! ميگن اين ديونه درست بشو نيست، برو ازش جدا شو و بيا...

*************

می گن: موجیه! دیوونه است! باید ازش دور شد. باید قرصهاش سر موقع به خوردش داد. باید دست و پاش رو به تخت بست. باید زندانیش کرد.

می گن: موجیه! امیدی بهش نیست! عقل درست حسابی نداره. باید از عاقل ها دورش کرد باید مراقب بود به عقلا آسیب نزنه... باید...

می گن: موجیه ! باید بهش برق وصل کرد. اصلا باید خشکش کرد و به دیوار زدش!

می گن: موجیه!

اونها نمی فهمند که اون فقط عاشقه...


راه مي‌رود، سرفه مي‌كند...
         پلك مي‌زند، سرفه مي‌كند...
               تكيه مي‌دهد، سرفه مي‌كند...
                     سرفه مي‌كند، سرفه مي‌كند...
                             ايستاده مرده است...
                                  لحظه‌اي هزار بار تكه‌تكه او شهيد مي‌شود....


خجلم.....
خیلی.....
برای کی رفت؟ من و تو....
چه کار براش کردیم؟
هیچی... توهین و تحقیر....


*توجه*
خواستم پستی جدا برای سالگرد شهادت حاج حسین خرازی بنویسم اما شاید این خواسته خود حاجی بود که این پست متعلق به جانبازان عزیز باشد... حاجی حتی بعد از شهادتش هم حواسش به یارانش خیلی هست...
حاج حسین! وقتي اسوه ي تو آن تمثيل مطلق وفاداري، عباس بن علي (علیه السلام) باشد چه باك اگر هر دو دست تو نيز هديه ي راه خدا شود؟
آن آستين خالي كه با باد اين سوي و آن سوي مي شود، نشانه ي مردانگي است و اين كه تو به عهدي كه با ابوالفضل(علیه السلام) بسته اي وفاداري...

این شهید سرافراز اسلام با علو طبع و همت والایی که داشت هلال روشن مهتاب قلبش، هرگز به خسوف نگرایید و شکوفه‌های سفید نهال وجودش را آفت نفس، تیره نگردانید. در لباس سبز سپاه و میقات مسجد، مُحرِم شد، در عرفات جبهه وقوف کرد و در منای شلمچه و مسلخ عشق، جان به جان آفرین تسلیم نمود.

پی نوشت: عذر میخوام اگر این پست طولانی شد....

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | دوشنبه هفتم اسفند 1391 12:52 |


* به خودمان بیاییم*
موضوع:

سلام


واقعا متأسفم... یعنی واقعا باید متأسفم باشم برای خودمون برای ما که دایه مذهبی بودن رو یدک میکشیم... برای ما که صبح ها کنفرانس دعای عهد رو برگزار میکنیم شب ها کنفرانس های محبان مهدی... کلی بچه مذهبی که شیعه بودنشون رو تو بوق و کرنا میکنند ولی مدام دنبال این هستن که حال هم دیگه رو بگیرند؛ آی دی های هم رو هک بکنند، کامنت های تخریب کننده میزارن تو وبلاگ های هم دیگه و... اون موقع هکر های وهابی همون هایی که مثل من و تو، تو این دنیای مجازی کار میکنند با یه برنامه ریزی دقیق و منسجم میان و بزرگترین سرور جهان تشیع یعنی آل البیت رو هک میکنند اونم به همراه چیزی نزدیک به 300 سایت شیعه؛ اگه اون قدیما جبهه بود توپ و تنفگ و خمپاره بود، اگه اون روز خار بود و خاشاک اگه اون روز هوا گرم بود و شن و غبار، اگه اون روز اروند بود مجنون، اگه اون موقع یه مشت بچه بسیجی با ریش و چفیه میرفتند رو مین تا راه رو باز کنند اگه اون روز یه مشت جوون که هنوز بند پوتینشون رو درست و حسابی بلد نبودن ببندند، اگه اون روز جوانان 17- 18 ساله از مدرسه فرار میکردند و فرداش از جبهه ها نامه هاشون برای مادر و پدرشون ارسال میشد و پس فرداش اجسادشون، اگه دیروز اون شکلی بود امروز یه صندلی چرخ داره و کولر های گازی امروز سیستم های ای دی اس ال هست و وایرلس و دایال آپ... امروز کامپیوتر و کامپیوتر و کامپیوتر امروز جنگ مجازی هک، بوت... امروز وهابی هست و شیعه... امروز ما هم دیگرو میکوبیم و وهابی ها سایت های ما رو... امروز دلم گرفته از دست خودمون... فردا جواب برادرم رو چی بدم... اگه فردا بهم گفت: چیکار کردی؟؟ بهش بگم چی؟؟ بگم شرمنده ام!!!


شهید تو بالا رفته ای

اما من در زمینم 

برادر؛ رو سیاهم شرمگینم 

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 11:23 |


* روح منی خمینی*
موضوع:


سلام

قدرت پنهان... چه دلنواز است و دلنشين كلامش... نگاهش... صدايش... انگار با تمام وجودت عجين شده... او كيست كه اينگونه قلبت را تسخير كرده؟ نواهاي آشناي بهمن ماه... جشن هاي بزرگ بهمن ماه... حال و هواي كوچه هاي آن روزها و اين روزها... حال و هواي روزهاي خوش كودكي در بهمن ماه مدرسه و حالا كه چندي از آن روزها ميگذرد دلتنگ جشن انقلابهاي مدرسه... آن روزها كودكانه جشن ميگيرفتيم، اما زيبا بود و پر خاطره... همه ي وجودمان سراسر عشق بود... تنها وجه مشترك آن روزها با امروزمان، همان عشق است... هميشه با خودم ميگويم امام (ره) چه كرد با اين دلها كه اينگونه حماسه آفريدند و چه زيباست ما نسل سومي ها و نسل چهارمي ها هم اين قدرت پنهان را درك كرده ايم و دلهايمان تسخير شده است...  

 


 


جوانها كه ذوق زده شده بودند، شروع كردند به شعار دادن: روح مني خميني، بت شكني خميني. امام عبايش را پهن كرد روي زمين و نشست. گفت: "شما روح من هستيد.

حضرت روح الله!

آن روز ها پدر و مادرم از عطر کلام تو انقلاب کردن... 

و امروز وظیفه من است با عطر نفس های سید علی از انقلابت دفاع کنم...  

اماما!

دیروز،برای این انقلاب امید جوانان بودی و امروز،چشم امید سید علی به ماست...

مطمئن باش ما امانتداری رو از سید علی به ارث برده ایم... 

نویسنده: دلخون | لینک ثابت | چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 13:20 |





D e s i g n e r : M o h m m a d R a f i e i